تبلیغات
دبیرستان نمونه دولتی شهدای هسته ای لردگان - چرایی همدلی و همزبانی دولت و ملت در ایران
درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
سایت های مدارس
لوگوی حمایتی
 
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی،خوش آمدید به سایت مدرسه . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
http://media.qudsonline.ir/Original/1394/01/15/IMG18365678.jpg
سال 1394 از سوی رهبر معظم انقلاب سال «دولت و ملت، همدلی و همزبانی» نامگذاری شده است.

سال 1394 از سوی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به نام «دولت و ملت؛ همدلی و همزبانی» نام گرفته است. ضروری است در این خصوص تامل و تفکر کنیم تا به چند سوالی که در ذیل می آید پاسخ دهیم.

1 - دولت و ملت ایران به این همدلی و همزبانی چه نیازی دارند؟

2 - چگونه این همدلی و همزبانی حاصل می شود؟

3 - پیامدهای این همدلی و همزبانی در عرصه ملی و بین المللی چیست؟

تجربه های تاریخی ایران نشان داده است یکی از ضعف های جدی در روابط دولت و ملت در ایران فقدان همدلی و همزبانی و هم رأیی بین دولت ها و ملت ایران در ادوار گوناگون تاریخی بوده و مهمترین دلیل این معضل نیز استقرار و استمرار حکومتهای استبدادی و سلطانی بوده است. در تاریخ ایران همواره دولتها و حکومتها به قدرت به مثابه فرصت و غنیمتی برای افزایش ثروت شخصی، خانوادگی، قومی، قبیله ای و باندی یا فرصتی برای ترکتازی ها و نمایش قدرت خود با هزینه از سرمایه های ملی نگاه می کردند از این رو کمترین دغدغه ای که داشته اند مساله ای به نام منافع ملی بوده است.

دولتهای استبدادی از آنجا که به دنبال تامین منافع ملی نبودند برای بقا و استمرار حاکمیت خود نیز نیازی به حمایت و پشتیبانی ملی احساس نمی کردند. از این رو همین دولتهای استبدادی زمینه ساز حضور و نفوذ و سلطه استعمار خارجی به ویژه روسیه و انگلیس بودند. برای مثال 7 پادشاه قاجار یعنی آقا محمد خان، فتحعلیشاه، محمد شاه، ناصر الدین شاه، محمد علی شاه، مظفرالدین شاه و احمد شاه تکیه گاه خود را قدرتهای بزرگ استعماری یعنی روسیه و انگلیس قرار داده و در تمشیت امور کشوری قبل از هر مصلحتی منافع این دولتهای چپاولگر را مد نظر قرار می دادند.

پهلوی ها نیز که همواره قاجار را به واسطه وابستگی به روسیه و انگلیس شماتت می کردند به خاطر ماهیت استبدادی و سلطانی خود به سوی قدرتهای جایگزین خارجی گرایش یافتند.

رضا شاه به سوی دولت آلمان هیتلری گرایش یافت و علی رغم اقدامات عمرانی و زیربنایی که با کمک ژرمن ها انجام داد با وقوع جنگ دوم جهانی بهای سنگین آن را در شهریور 1320 پرداخت و از کشور تبعید شد و محمدرضا شاه نیز به سوی امریکا چرخید و بهای سنگین تکیه و وابستگی مطلق به واشنگتن را در انقلاب اسلامی به ویژه در آوارگی های بعد از فرار از ایران پرداخت.

از این رو همواره شکاف دولت – ملت به عنوان میراث شوم تاریخی در ایران وجود داشته و موجب هدر رفتن توانمندیهای ملی و استعدادهای فردی و اجتماعی شده است و حتی در مقاطع مهم و سرنوشت سازی مانند جنگ و دفاع برای دفع تجاوزخارجی ملت و دولت نتوانستند به همدلی و همزبانی لازم دست یابند از این رو کشور همواره در جنگهای خارجی بخشی از خاک خود را از دست داد.

جدایی هرات و شهرهای قفقاز در قراردادهای ترکمانچای و گلستان نمونه این عدم اتحاد ملی و دولتی است. این شکاف با وقوع انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی برای نخستین بار در تاریخ ایران موقتا پر شد و در 8 سال دفاع مقدس ثمرات خود را نشان داد و در عرصه های مقاومت و پایداری در برابر توطئه ها، دسیسه ها و دشمنی ها، کارآمدی خود را پیش روی ملت و دولت ایران قرار داد اما تجارب تاریخی نشان داده است رابطه همدلانه و همزبانانه بین دولتها و ملتها امر ثابت و غیر قابل تغییری نیست و همواره در معرض خدشه و آسیب قرار دارد و باید آن را تقویت کرد.

در سالهای پس از جنگ تحمیلی نیز برخی سیاستها و رخدادها و فرایندها موجب بروز شکافهایی در روابط دولت و ملت شده است و در مقابل  برخی سنتها و آیین ها و نهادها در پرکردن این شکافها ایفای نقش کرده است، اما اهداف بلند و چشم انداز ایران اسلامی به ویژه در 10 سال آینده ایجاب می کند عوامل خدشه به همدلی و همزبانی دولت و ملت در ایران کاهش یافته و عوامل تقویت کننده این رابطه روز به روز بیشتر شود. برای مثال تقویت اقتصاد ملی در ایران نیازمند گذار کشور از اقتصاد دولتی ناکارآمد به سوی اقتصاد مردمی کارآمد است و این مهم بیش از هر چیز نیازمند اجماع ملی درباره ضرورت این گذار و نزدیک شدن ذهن و زبان دولت و ملت در این گذار استراتژیک است.

از این رو نمی توان راهبردهایی مانند اقتصاد مقاومتی را بدون این همدلی و همزبانی به کار بست و به کار گرفت. دهه ای که الان در آن قرار داریم دهه پیشرفت و عدالت است. نیمی از آن سپری شده است و برای حصول پیشرفت عادلانه یعنی توسعه همه جانبه و پایدار بیش از هر چیز نیازمند حصول اجماع ملی در این خصوص هستیم. برای حصول این اجماع همدلانه در ایران بیشتر از هرچیز نیازمند تعریف و تعیین اهداف ملی هستیم. طبیعی است کشوری مثل ایران با این گستردگی جغرافیایی و تنوع اقلیمی، قومی، زبانی، تاریخی و فرهنگی نمی تواند بر سر همه مولفه ها و مسائل دارای وحدت کلمه و اجماع نظر باشد و اساسا این مساله غیر از ناممکن بودن چندان مطلوب هم نیست اما وحدت کلمه و اجماع نظری که صحبت از آن می شود حول و پیرامون برخی اهداف مشترک و ارزشهای اصلی جامعه است که باید بر سرآنها همدلی و همزبانی شکل بگیرد. برای مثال مهمترین اهداف ملی ایرانیان عبارتند از: استقلال، توسعه و پیشرفت و عزت روز افزون ملی و مهمترین ارزشهایی که باید برای حصول اهداف فوق به آنها متوسل و متسمک شد عبارتند از: اسلام و معنویت، مردم سالاری و آزادی های مشروع و قانونی.

اگر هم دولت و هم ملت از این آرمانها، اهداف، ارزشها و ایستارها تعریف و تصویر مشترکی داشته و در قبال تحقق اهداف و پاسداری از ارزش ها احساس مسئولیت مشترک داشته باشند بدیهی است سرمایه ها، استعدادها و توانایی های ملی در این مسیر به کار گرفته خواهد شد و از هدر رفتن آنها جلوگیری می شود.

در این مسیر تجارب دیگر کشورها نشان می دهد باید هنر و فرهنگ و ورزش و آموزش عمومی کشور در این مسیر سازماندهی و هدایت شود و نوعی اجماع قلبی، روحی و روانی پیرامون آنها ایجاد کند.

حال اگر ضرورت همدلی و همزبانی در رابطه یک دولت و ملت تعریف شود و محورهای آن نیز تعریف و مشخص گردد باید دانست که پیامدهای این امر چیست؟

تجربه کشورهای توسعه یافته جهان مانند آلمان، امریکا و فرانسه نشان می دهد این کشورها در مسیر توسعه خود در 300 سال گذشته نقطه آغاز پیشرفت خود را همدلی و همزبانی دولت - ملتهای خود قرار دادند و در واقع بعد از دوره های طولانی جنگهای داخلی و ستیز ملت علیه دولت و سرکوب ملت از سوی دولت ها و پرداخت هزینه های هنگفت این کژراهه ها، زمانی که شکاف دولت – ملت را پرکردند و دولتهای موسوم به نظم وستفالیایی در اروپا شکل گرفت و در واقع دولتها به عنوان کارگزار ملتها تعریف و به رسمیت شناخته شدند و از جایگاه سلطان و ولی نعمتی خارج گشتند، زمینه اصلی پیشرفت این کشورها فراهم و نظم جدید در روابط دولت و ملت در این کشورها ایجاد شد.

تبدیل رعیت به شهروند و سلطان و پادشاه به دولتمرد و سیاستمدار و اخذ مالیات از مردم برای تامین هزینه های امور عمومی جامعه و تشکیل سازمانهای خدمات عمومی در حوزه های امنیت و سلامت و تمشیت از دستاوردهای این نظم نوین در رابطه دولتها و ملتها بود که به عنوان سنگ بنای توسعه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در این کشورها عمل کرد.

تجربه گسسته و ناپیوسته این اتحاد و همدلی و همزبانی در دیگر کشورها مانند ایران نیز نشان می‌دهد بدون این همدلی و همزبانی در دولت و ملت نمی توان گامهای بزرگ و سازنده و سرنوشت ساز برداشت.

در نتیجه می توان گفت ایران اسلامی در مقطع کنونی که نیازمند اقتصاد پویا و کارآمد و خود اتکا، تعامل سازنده و همکاری در عرصه بین المللی، فرهنگ بالنده و خودجوش از سنتهای ایرانی و اسلامی است بدون اجماع نظر بین دولت و ملت بر سر این مولفه‌ها، آرمانها و ارزشهای مترتب بر آن نمی تواند پیشرفتی داشته باشد.

نام گذاری سال 1394 به نام «دولت و ملت؛ همدلی و همزبانی» با توجه به این نیاز و ضرورت صورت گرفته است که امیدواریم با تدابیر شایسته و عزم ملی، مدیریت جهادی تحقق یابد.

 
امروز
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
آمار بازدید
امكانات جانبی